سوال و جایزه
بخشی را میخواهم راه اندازی کنم به اسم سوال و جایزه با جواب دادن به این سوالات جایزه بگیرید
بخش به زودی راه اندازی میشود
با وارد کردن ایمیل خود در سمت چپ صفحه از شروع مسابقه مطلع شوید
بخشی را میخواهم راه اندازی کنم به اسم سوال و جایزه با جواب دادن به این سوالات جایزه بگیرید
بخش به زودی راه اندازی میشود
با وارد کردن ایمیل خود در سمت چپ صفحه از شروع مسابقه مطلع شوید

تاریخچه تقلب و روشهای آن:
تاریخچه تقلب از جایی شروع می شود که ” حسن کچل ” برای نخستین بار به مکتب رفت . از بد ماجرا ، همان روز امتحان ماهیانه کودکان مکتب بود ؛ لیک حسن کچل از روی تنبلی چشمان چپش را بر روی ورقه ی همزاد انداخت تا نکته ای بس ارزشمند از ورقه ی فوق الذکر دشت کند .
این بود که اولین تقلب تاریخ بشری رقم زده شد . البته این تقلب با روش های بسیار ابتدایی بشری رقم زده شد. البته این تقلب باروش های بسیار ابتدایی (در مقابل ترفند های کنونی ) صورت گرفت . بدین ترتیب که حسن با کلی زور زدن خود را به بالای ورقه ی همزاد رسانید و خیلی راحت مطالب را کش رفت . از آن به بعد تقلب دوران طلایی خود را آغاز کرد .
روش ها در ادامه مطلب
شاهكاري از ال جي
با لوازم خانگي خود حرف بزنيد!
الجي با ساخت لوازم خانگي جديدي امكان حرف زدن را فراهم كرده است
براي مشاهده كامل متن به ادامه مطلب برويد...
ورزشِ صبح _ گاهی!
نه همیشه که!

میگن خونه با آگرین خونه میشه . . .
.
.
یعنی ما الان آگرین نداریم خونمون طویلس ؟
والااا...
*********
ساعت 12 شب به دوستم اس ام اس دادم میگم :بیداری؟ ساعت 5 صبح جواب داده اره بیدارم.تو چی؟
یعنی الان من سرمو به کجا بکوبونم با این رفیق هام؟
*********
انشای این هفته
علــــم بهــــتر اســت يـا پــــــــــرايد . . ؟
بقيه در ادامه مطلب
براي 100تا بيماري قلبي و سرطاني كافيه
پرسش از رفيقم: امسال سال چيه؟
جواب رفيقم: نهنگ
-پاشو برو بيرون بگو نفر بعد بياد
رفيقم :(
پرسشگر :)
مايكل اسكوفيلد توي فرار از زاندان نداشت!:)
اشيايي كه كمترين صدا را دارند،موقعي كه همه خواب هستند ،بيشترين صدا را دارند؟
آنچه می بینید(در ادامه مطلب) مدرن ترین و زیباترین نسخه 1967 است که 3 سال وقت برای مهندسی روی آن صرف شده است. در دو نسخه 350 اسب بخار (3.4 لیتر) و 400 اسب بخار (3.8 لیتر) طراحی شده و صفر تا صد آن 4.4 ثانیه و با قیمت پایه 120 هزار دلار از ماه می 2014 راهی بازار مصرف می شود.
عكس در ادامه مطلب
روزي مردي براي خود خانه اي بزرگ و زيبا خريد كه حياطي بزرگ با درختان ميوه داشت.
در همسايگي او خانه اي قديمي بود كه صاحبي حسود داشت كه هميشه سعي ميكرد اوقات او را تلخ كند و باگذاشتنزباله كنار خانه اش و ريختن اشغال ازارش ميداد.
يك روز صبح خوشحال از خواب برخواست و همين كه به ايوان رفت ديد يك سطل پر از زباله در ايوان است،سطل رل تميز كرد،برق انداخت و آن را از ميوه هاي تازه و رسيده حياط خود پر كرد تا براي همسايه ببرد.
وقتي همسايه صداي در زدن او را شنيد خو شحال شد و پيش خود فكر كرد اين بار براي دعوا امده است.
وقتي در را باز كرد مرد به او يك سطل پر از ميوه هاي تازه و رسيده داد و گفت:
هر كس ان چيزي را با ديگري تقسيم ميكند كه از ان بيشتر داشته باشد...